الشيخ علي المشكيني
326
تفسير روان (فارسى)
و حيوان و نبات ، آفريدهء خداست . پس اى مشركان ، نشان دهيد كسان ديگرى كه آنها را شريك خدا مىپنداريد چه چيز را آفريدهاند ؟ يعنى آنها چيزى نيافريدهاند تا مستحق شركت باشند . بَلِ الظلِمُونَ فِى ضَللٍ مُّبِينٍ : بلكه مشركان كه از جادهء حق منحرف شدهاند در گمراهى آشكار هستند كه عاجز را با قادر و مخلوق را با خالق در پرستش و ستايش شريك سازند ، و بطلان اين مطلب بر هيچ عاقلى پنهان نخواهد بود و وجدان انسان با انصاف بر آن حاكم است . [ تلازم حكمت با شكر ] وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا لُقْمنَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِى وَ مَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِىٌّ حَمِيدٌ تفسير : همانا ما به لقمان حكمت داديم ( دانشهاى پر سود عقلى و نقلى داديم و از جمله اين را گفتيم ) كه خداى را بر نعمتى كه به تو كرامت فرموده شكر كن . و هر كه سپاسگزارى كند خداى را بر نعمتهاى او ، پس جز اين نيست كه براى خود سپاسگزارى مىكند ؛ زيرا نفع شكر كه دوام و مزيد نعمت در دنيا و استحقاق ثواب در آخرت است به او باز مىگردد . و هر كه كفران و ناسپاسى كند پس به تحقيق كه خداوند از سپاس او بىنياز است ، و سزاوار ستايش است اگرچه كسى او را ستايش نكند . يا محمود است كه همهء كائنات حتى جاحد و كافر به لسان حال ، حمدكنندهء ذات يگانهء او باشند . برخى از مفسّران گفتهاند : لقمان ، معاصر حضرت داوود عليه السلام بود ؛ و بنا بر قول اصح پيغمبر نبود ؛ بلكه بندهء شايستهء خدا بود . « 1 » از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود : به خدا قسم لقمان را حكمت عطا نفرمود براى
--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 4 ص 315 .